Toggle stanza 1
پیر گردیدی و کشت املت زرد نشد
1

پیر گردیدی و کشت املت زرد نشد

بوی کافور شنیدی و دلت سرد نشد

2

آخرین عطر تو کافور ازان می سازند

که به مردن دلت از کار جهان سرد نشد

3

بوی کافور ازین مرده دلان می آید

که به این طایفه آمیخت که نامرد نشد؟

4

عشق تردست تو صد خانه دل کرد خراب

که ز یک سینه نمایان اثر گرد نشد

5

از حوادث دل آزاد چه پروا دارد؟

چهره سرو ز بیداد خزان زرد نشد

6

خام چون سرو به باغ آمد و بیرون شد خام

هرکه صائب ز جهان حادثه پرورد نشد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 3431 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood