Toggle stanza 1
از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم
1

از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم

این درد از هزار دوا کرد فارغم

2

هر چند سوخت تخم مرا عشق، خوشدلم

کز خار نشو و نما کرد فارغم

3

قد تو از قیامت نقدی که جلوه داد

از انتظار روز جزا کرد فارغم

4

شادم به غنچه دل مشکل گشای خویش

کز منت نسیم صبا کرد فارغم

5

چون مغز بی حجاب برون آمدم ز پوست

عشق یگانه از دو سرا کرد فارغم

6

حیرانیی که شد ز محبت مرا نصیب

از امتیاز درد و دوا کرد فارغم

7

صحرا به من ز راهنما تنگ گشته بود

آوارگی ز راهنما کرد فارغم

8

شکر خدا که دیدن آن لعل آبدار

ازناز خشک آب بقا کرد فارغم

9

مشرب درین جهان ندهد گر نتیجه ای

این بس که از عصا و ردا کرد فارغم

10

دریافتم حقیقت دنیای پوچ را

دل زین سراب آب نما کرد فارغم

11

صائب ربود جاذبه دل مرا ز خلق

زین همرهان آبله پا کرد فارغم

Sources

Persian text source: Ganjoor