Toggle stanza 1
ز آه کام دو عالم مرا مهیا شد
1

ز آه کام دو عالم مرا مهیا شد

ازین کلید دو صد در به روی من وا شد

2

شکست از می روشن خمار من ساقی

عجب بلای سیاهی مرا ز سر وا شد!

3

فغان من ز دل سخت یار گشت بلند

ز کوه، ناله فرهاد اگر دوبالا شد

4

شد از قلمرو رخسار، زلف روگردان

غبار لشکر خط تا ز دور پیدا شد

5

که می تواند ازان رو دلیر گل چیدن؟

که حلقه حلقه خط تو چشم بینا شد

6

درین زمان که کسی دل نمی دهد به سخن

ترحم است بر آن طوطیی که گویا شد

7

ز حسن عاقبت آن روز ناامید شدم

که حرص پیر ز قد دوتا دوبالا شد

8

به آن رسیده که چون مور پر برون آرم

ز دوری تو دلم بس که ناشکیبا شد

9

چه سود ازین که گهر گشت قطره ام، داغم

کز این تعین ناقص جدا ز دریا شد

10

همان به چشم عزیزان چو خار ناسازم

اگرچه زندگیم صرف در مدارا شد

11

نبود جوهر من کم ز کوهکن صائب

ز کار دست من از حسن کارفرما شد

Sources

Persian text source: Ganjoor