Toggle stanza 1
آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافت
1

آنچه من برتافتم از درد، مجنون برنتافت

این قدر کوه گران بر سینه هامون برنتافت

2

راز عشق از پرده دل عاقبت بیرون فتاد

خانه تنگ حباب اسباب جیحون برنتافت

3

بخیه ام بر روی کار افتاد از انکار عشق

شاهراه ساده لوحی نعل وارون برنتافت

4

ذره ناچیز ما بر گردن همت گرفت

بار سنگین امانت را که گردون برنتافت

5

غیرت فرهاد زور آورد و بر گردن گرفت

دستگاه حسن شیرین را که گلگون برنتافت

6

کوه و صحرا خون غرق از لاله سیراب کرد

بارشان و شوکت فرهاد و مجنون برنتافت

7

صورت شیرین نگردد در نظرها چون سبک؟

کوه تمکین ترا میزان گردون برنتافت

8

هر که چون صائب ز عشق لایزالی مست شد

منت کیف از شراب و بنگ و افیون برنتافت

Sources

Persian text source: Ganjoor