غزل شمارهٔ 2552
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: انتصورمیکند
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1محو جانان خویش را جانان تصور می کند
11
محو جانان خویش را جانان تصور می کند
قطره خود را بحر بی پایان تصور می کند
22
هر که در سرگشتگی ثابت قدم گردیده است
کوه را ابر سبک جولان تصور می کند
33
سرو سیمین ترا دیده است هر کس در لباس
جان بی تن را تن بی جان تصور می کند
44
باده جان بخش را مخمور در دلهای شب
در سیاهی چشمه حیوان تصور می کند
55
هر که آتش زیر پا دارد درین وادی چو برق
خار و خس را سنبل و ریحان تصور می کند
66
حیرت دیدار روی هر که را با خود کند
عالمی را همچو خود حیران تصور می کند
77
بس که در خون جگر غلطیده ام، نظارگی
هر سر موی مرا مژگان تصور می کند
88
در تماشای تو از بس کرده ام قالب تهی
هر که می بیند مرا بی جان تصور می کند
99
هر که چون صائب دلش گوهرشناس وقت شد
دم زدن را عمر جاویدان تصور می کند
Sources
Persian text source: Ganjoor

