Toggle stanza 1
ز سوز سینه پروانه من آب شد آتش
1

ز سوز سینه پروانه من آب شد آتش

زسیر و دور من سرگشته چون گرداب شد آتش

2

به داغ ازروی آتشناک او خوش می کنم دل را

شرر تسبیح باشد هرکه را محراب شد آتش

3

ز بس خون گریه کرد از رشک روی آتشین او

چو رنگ لعل پنهان در دل خوناب شد آتش

4

ز برق می کف خاکستری شد زهد خشک من

کتان بیجگر را پرتو مهتاب شد آتش

5

اگر چه بود از روشن روانی شمع محفلها

ز آب دیده من گوهر نایاب شد آتش

6

من عاجز عنان عمر مستعجل چسان گیرم

که از بس گرمی رفتار،این سیلاب شد آتش

7

ز فیض کیمیای عشق آتش آب می گردد

گوارا بر سمندر چون شراب ناب شدآتش

8

به همواری توان مغلوب کردن خصم سرکش را

که با چندین زبان، خامش به مشتی آب شد آتش

9

گر از اسباب افزود آب روی دیگران صائب

دل آزاده را جمعیت اسباب شد آتش

Sources

Persian text source: Ganjoor