Toggle stanza 1
نیست همدوشی به نخل قامت او، شان سرو
1

نیست همدوشی به نخل قامت او، شان سرو

مصرع حسن دوبالا نیست در دیوان سرو

2

خون گل از بس که جوش غیرت از رشک تو زد

می چکد چون شمع آتش از سر مژگان سرو

3

دوستی با تازه رویان عمر می سازد دراز

صد نهال غنچه پیشانی بلاگردان سرو!

4

حرز آزادی بلاگردان چندین آفت است

نیست تاراج خزان را دست بر دامان سرو

5

گرچه طوق بندگی عمری است دارم بر گلو

برگ سبزی نیستم شرمنده احسان سرو

6

صائب آن شمشاد قد هرگه به بستان می رود

می شود صد طوق گردن بیشتر نقصان سرو

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 6481 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood