غزل شمارهٔ 4272
Toggle stanza 1از روی آتشین تو دل آب می شود
11
از روی آتشین تو دل آب می شود
کوه شکیب چشمه سیماب می شود
22
موج سراب سلسله جنبان تشنگی است
پروانه بیقرار ز مهتاب می شود
33
در وجه کیمیا زر خود خرج کردن است
هر خرده ای که صرف می ناب می شود
44
از پیچ و تاب رشته عمرش شود گره
هر قطره ای که گوهر شاداب می شود
55
چون در نماز جمع کنم دل، که سبحه را
سرگشتگی زیاده ز محراب می شود
66
شبنم ز چشم باز گل از آفتاب چید
این راه طی به دیده بیخواب می شود
77
مگسل ز اهل شوق که واصل شود به بحر
خار و خسی که همره سیلاب می شود
88
اشک ندامت است مکافات چشم شور
تا می رسد به زخم نمک آب می شود
99
بی مزد نیست گریه شبهای انتظار
آخر بیاض دیده شکر خواب می شود
1010
پایی که در مقام رضا گردد استوار
دست تسلی دل بیتاب می شود
1111
غفلت ز بس که در جگرم ریشه کرده است
صائب نمک به دیده من خواب می شود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

