غزل شمارهٔ 3309
Toggle stanza 1بحر هر چند به بر همچو حبابم دارد
11
بحر هر چند به بر همچو حبابم دارد
شوق سرگشته تر از موج سرابم دارد
22
می شود کوتهی راه ز تعجیل دراز
دور ازان کعبه مقصود شتابم دارد
33
من همان نقش سراپرده خوابم، هرچند
پیری از قامت خم پا به رکابم دارد
44
چون به افسانه توانم ز سر خود وا کرد؟
غفلتی را که کمند از رگ خوابم دارد
55
می شود چون تهی از باده، به سر می غلطم
همچو غم بر سر پا زور شرابم دارد
66
نیست افسوس به جانبازی پروانه مرا
گریه ساخته شمع کبابم دارد
77
تخم در سینه کهسار پریشان شده ام
سبز گردون مگر از اشک سحابم دارد
88
منم آن باده پرزور که مینای فلک
چاکها در جگر از زور شرابم دارد
99
باده دولت این نشأه بود پا به رکاب
مستی ساخته خلق خلق کبابم دارد
1010
صائب این باکه توان گفت از پرکاری
تلخکام آن لب لعل از شکرابم دارد
Sources
Persian text source: Ganjoor

