Toggle stanza 1
به عارض تو که رنگ نگاه می ریزد؟
1

به عارض تو که رنگ نگاه می ریزد؟

که زهر ازان مژه های سیاه می ریزد

2

ستاره در قدم صبح آفتاب شود

خوشا دلی که در آن جلوه گاه می ریزد

3

مرا ز خار ملامت کسی که ترساند

به راه کاهربا برگ کاه می ریزد

4

توان ز دست و دل سرد یافت حال مرا

ز برگهای خزان دیده آه می ریزد

5

شکسته ای که گرفتار خط مشکین است

چو خامه از مژه خون سیاه می ریزد

6

نفس دریغ مدار از نفس گداختگان

ترا که تا به کمر زلف آه می ریزد

7

طمع مدار ز دندان ثبات در پیری

که این ستاره درین صبحگاه می ریزد

8

خطای اهل هوس را صواب می داند

همان که خون مرا بی گناه می ریزد

9

نفس درازی صائب ز سینه چاک است

به قدر شق ز قلم مد آه می ریزد

Sources

Persian text source: Ganjoor