Toggle stanza 1
می شود تعجیل عمر از غفلت سرشار بیش
1

می شود تعجیل عمر از غفلت سرشار بیش

سیل را سازد گرانسنگی سبکرفتار بیش

2

هست ناهمواری از آفت حصار عافیت

تخته مشق حوادث می شود همواربیش

3

تن به سختی ده اگر از اهل ایمانی، که هست

سبحه را در دل گره از رشته زنار بیش

4

تیرگی دارد درست آیینه رادرزنگبار

می کشد روشندل از چرخ کبود آزار بیش

5

بد گهر رامستی دولت سیه دلتر کند

تیغ چون سیراب گردد می شود خونخوار بیش

6

تاکند ابر بهاران دامنت راپر گهر

چون صدف مگشای در سالی دهن یک باربیش

7

رتبه ریزش بود بالاتر از اندوختن

در خزان فیض از بهاران است درگلزار بیش

8

تنگدستی نفس رامانع شوداز کجروی

میشود از وسعت ره پیچ و تاب مار بیش

9

سرو را دارد بهار بی خزان درپیچ وتاب

برگ بر آزادگان باشد گران ازبار بیش

10

تازه گردد داغ آب از جلوه موج سراب

تشنه می گردد ز کوثر تشنه دیدار بیش

11

از شکایت می شود گر دیگران را دل تهی

می شود درد دل من صائب ازاظهار بیش

Sources

Persian text source: Ganjoor