Toggle stanza 1
ز آستان تو کرد آن که پای ما کوتاه
1

ز آستان تو کرد آن که پای ما کوتاه

به تیغ، رشته عمرش کند قضا کوتاه!

2

کجا به دامن آن قبله مراد رسد؟

که هست دست من از دامن دعا کوتاه

3

درازدستی دربان ز چوب منع نکرد

ز آستانه امید، پای ما کوتاه

4

مگر به لطف خموشم کنی وگرنه چو شمع

نمی شود به بریدن زبان مرا کوتاه

5

ز عمر کوته خود آنقدر امان خواهم

کزان دو زلف کنم دست شانه را کوتاه

6

نبرد از دل فرعون زنگ، دست کلیم

ز صبحدم شب ما می شود کجا کوتاه؟

7

به وصف زلف، شب هجر نارسایی کرد

کند درازی افسانه راه را کوتاه

8

نمی رسد به گریبان عافیت دستت

نکرده دست ز دامان مدعا کوتاه

9

توان به صبر خمش هرزه نالان را

که از مقام شود ناله درا کوتاه

10

ز پیچ و تاب دل افزود بیش طول امل

شود ز تاب زدن گرچه رشته ها کوتاه

11

کند بلندی دعوی برهنه عورت جهل

که از کشیدن قد می شود قبا کوتاه

12

ز بس که بر در بیگانگی زدم صائب

شد از خرابه من پای آشنا کوتاه

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 6598 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood