غزل شمارهٔ 6002
Poet: Saib
Toggle stanza 1نیست آسان خون نعمتهای الوان ریختن
11
نیست آسان خون نعمتهای الوان ریختن
برگریزان مکافات است دندان ریختن
22
سالها گل در گریبان ریختی چون نوبهار
مدتی هم اشک میباید به دامان ریختن
33
چشمهٔ خورشید را شبنم نیندازد ز جوش
چند آب سرد بر خون شهیدان ریختن؟
44
تلخی منت حلاوت میبرد از شهد جان
آبرو نتوان برای آب حیوان ریختن
55
با سبکروحان به سر بر، تا توانی همچو گل
در کنار دشمن خود خرده جان ریختن
66
میتواند بلبل ما از غبار بال و پر
در گریبان خزان رنگ گلستان ریختن
77
بر سر شورست اشکم، نوح تردستی کجاست
تا ز چشمم یاد گیرد رنگ طوفان ریختن
88
آنقدر موج حلاوت زد دهان او که مور
میتواند قندها از شیرهٔ جان ریختن
99
حسن را صائب گزیر از دودمان زلف نیست
شمعِ عالمسوز را بیرشته نتوان ریختن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

