Toggle stanza 1
از سر این خاکدان چون گرد می باید گذشت
1

از سر این خاکدان چون گرد می باید گذشت

تا نگردی فرد باطل، فرد می باید گذشت

2

پیشدستی کن، سر سبزی برون بر از چمن

از دم سرد خزان چون زرد می باید گذشت

3

گرم بگذر همچو مردان در زمان زندگی

چون ازین هنگامه آخر سرد می باید گذشت

4

درد بیدردی به جز مردن ندارد چاره ای

از علاج مردم بیدرد می باید گذشت

5

عالم از گرد علایق پرده دار مطلب است

دامن افشان زین ره پر گرد می باید گذشت

6

راهرو تنها چو گردد زور بر راه آورد

از جهان چون مهر تابان فرد می باید گذشت

7

تلخی مرگ مرا نسبت به بیدردان مکن

غیر را از جان، مرا از درد می باید گذشت

8

هیبت عریان تنی صائب کم از شمشیر نیست

بی سلاح از عرصه ناورد می باید گذشت

Sources

Persian text source: Ganjoor