غزل شمارهٔ 804

Toggle stanza 1
اندیشه ز طوفان نبود دیده تر را
1
اندیشه ز طوفان نبود دیده تر را
گیرد ز هوا کشتی من موج خطر را
2
از صحبت ناجنس به کامل نرسد نقص
از تلخی بادام چه پرواست شکر را؟
3
فریاد که قسمت ز عقیق لب خوبان
جز خوردن دل نیست من تشنه جگر را
4
راز دل سودازدگان حوصله سوزست
در سوخته پنهان نتوان کرد شرر را
5
از اشک نگردد دل سنگین بتان نرم
با رشته محال است توان سفت گهر را
6
جمعی که رسیدند به سر منزل تسلیم
در رهگذر سیل گشایند کمر را
7
گردد هنر از صافدلی عیب نمایان
از تنگی چشم است چه اندیشه گهر را؟
8
از خط مکن اندیشه ز کوته نظری ها
کز هاله به پرگار شود حسن، قمر را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor