Toggle stanza 1
دل به آن زلف چلیپا می کشد بی اختیار
1

دل به آن زلف چلیپا می کشد بی اختیار

رشته مجنون به سودامی کشد بی اختیار

2

آب چون شد دل، غم دوری خیال باطل است

مهر شبنم را به بالامی کشد بی اختیار

3

اختیاری نیست درکوی مغان افتادگی

زور می دامان دلها می کشد بی اختیار

4

برنمی دارد ز روزن مرغ زیرک چشم خود

دل به آن خورشید سیما می کشد بی اختیار

5

خود نمایی لازم افتاده است حسن شوخ را

باده از خم سر به مینا می کشد بی اختیار

6

لیلی از تمکین عبث بر خود بساطی چیده است

شوق محمل رابه صحرا می کشد بی اختیار

7

آه عاشق درزمان خط دو بالا می شود

دربهاران سرو بالا میکشد بی اختیار

8

در ته دیوار، کاه از کهرباداردخبر

عشق دلها رابه دلها می کشد بی اختیار

9

چشم برمنزل بود از راه صائب شوق را

دوربین را دل به عقبی می کشد بی اختیار

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 4590 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood