غزل شمارهٔ 190
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: اکباشدسرورا
Poetic form: Ghazal
Reciter: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1جامه آزادگی چالاک باشد سرو را
11
جامه آزادگی چالاک باشد سرو را
جیب و دامن فارغ از خاشاک باشد سرو را
22
رخت زنگاری بهار بی خزان دیگرست
دل چو از زنگ کدورت پاک باشد سرو را
33
بی بری دارالامان مردم آزاده است
کی دل از بی حاصلی غمناک باشد سرو را؟
44
می توان بر سرکشان غالب شد از آزادگی
آب با آن منزلت در خاک باشد سرو را
55
سرد مهری نوبهار مردم آزاده است
در خزان سرسبزی افلاک باشد سرو را
66
از رعونت صاحب معراج می گردد جمال
همچو گل چندین گریبان چاک باشد سرو را
77
همت از خاکی نهادان جو که با آن سرکشی
قوت نشو و نما از خاک باشد سرو را
88
از علایق خط آزادی ندارد هیچ کس
دام ها از ریشه زیر خاک باشد سرو را
99
بست طوق بندگی راه نفس بر قمریان
دست تا کی در بغل ز امساک باشد سرو را؟
1010
دار و گیر حسن از عشق است در هر جا که هست
طوق قمری حلقه فتراک باشد سرو را
1111
زخم شمشیر حوادث موج آب زندگی است
تازه رویی از دل صد چاک باشد سرو را
1212
باد با آن سرکشی، یک عاشق سر در هوا
آب یک دیوانه بی باک باشد سرو را
1313
دامن برچیده صائب دور باش آفت است
از خس و خاشاک، دامن پاک باشد سرو را

