غزل شمارهٔ 2880
Poet: Saib
Toggle stanza 1به زنجیر تعلق خلق را دست قضا بندد
11
به زنجیر تعلق خلق را دست قضا بندد
چو صیادی که صید کشتنی را دست و پا بندد
22
شکار لنگ میجویند صیادان کم فرصت
همیشه پای خواب آلود را غفلت حنا بندد
33
نگردد توتیا در زیر دیوار گرانجانی
چو برگ کاه هر کس خویش را بر کهربا بندد
44
قضا چون سایه از دنبالهٔ اعمال میآید
گناه لغزش خود را چرا کس بر قضا بندد؟
55
قضا را دست پیچ خود کند در کجروی نادان
گناه خویشتن را کور دایم بر عصا بندد
66
درین میخانه هر کس در دل خم راه میجوید
همان بهتر که چون ساغر لب از چون و چرا بندد
77
به زهد خشک نتوان عشق را مغلوب خود کردن
چگونه دست آتش را کسی با بوریا بندد؟
88
اگر از طعنهٔ عاجزکشی صائب نیندیشد
به آه گرم دست کهکشان را بر قفا بندد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

