Toggle stanza 1
از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
1
از لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آب
حیف است که آیینه نیرنگ شود آب
2
در دیده روشن گهران رنگ ندارد
هر چند ز گلزار به صد رنگ شود آب
3
تیغ تو شد از کشتن عشاق رگ لعل
در کان بدخشان می گلرنگ شود آب
4
چون در دل شیرین نکند کار، چه حاصل
کز ناله فرهاد دل سنگ شود آب
5
شد سلسله جنبان جنون سنگ ملامت
در سینه کهسار به آهنگ شود آب
6
از صحبت تن گوهر دل مهره گل شد
با سنگ چو آمیخته شد، سنگ شود آب
7
زینسان که کند آب، دل راهروان را
در بادیه عشق چرا تنگ شود آب
8
از جلوه مستانه آن سرو گل اندام
صائب چه عجب گر می گلرنگ شود آب؟

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor