Toggle stanza 1
من نه آن نقشم که هر ساعت نگینی خوش کنم
1

من نه آن نقشم که هر ساعت نگینی خوش کنم

چون نسیم خوش نشین هردم زمینی خوش کنم

2

چون سویدا از جهان با گوشه دل قانعم

نیستم تخمی که هر ساعت زمینی خوش کنم

3

در دلم چون تیر این پهلو نشینان می خلند

از خدنگ او مگر پهلو نشینی خوش کنم

4

هر کمان سست نبود در خور بازو مرا

می کشم ناز بتان تا نازنینی خوش کنم

5

می زند خون عقیق از شوق من جوش نشاط

می شود ازنامداران چون نگینی خوش کنم

6

نیست چون آب گهر نقل مکان در طالعم

قطره باران نیم هردم زمینی خوش کنم

7

حسن شهری مغز سودا را نمی آرد به جوش

می رویم تا لیلی صحرا نشینی خوش کنم

8

آه کز بی حاصلیها نیست در خرمن مرا

آنقدر حاصل که وقت خوشه چینی خوش کنم

9

زخم تیغ او کجا صائب نصیب من شود

خاطر خود از شکست آستینی خوش کنم

Sources

Persian text source: Ganjoor