غزل شمارهٔ 5630
Toggle stanza 1جگری سوخته چون لاله ایمن دارم
11
جگری سوخته چون لاله ایمن دارم
چون نسوزم، که سر داغ به دامن دارم
22
غوطه در زنگ زد از سیر چمن آینه ام
چشم امید به خاکستر گلخن دارم
33
من که هر آبله ام مرکز سرگردانی است
به که چون غنچه گل، پای به دامن دارم
44
تشنه چشمه خورشید بود شبنم من
چشم ازین خانه دربسته به روزن دارم
55
لاغری صید زبون از زره داودی است
چشم بد دور ازین جامه که برتن دارم
66
صائب از شعله آواز که چشمش مرساد
منت گرمی هنگامه به گلشن دارم
Sources
Persian text source: Ganjoor

