غزل شمارهٔ 4355
Toggle stanza 1از تلخی می ساغر ما باک ندارد
11
از تلخی می ساغر ما باک ندارد
این حوصله را هیچ کف خاک ندارد
22
گردن مکش از تیغ که این خانه تاریک
راهی به جز از روزن فتراک ندارد
33
تلخی بنه از سر که ندارد خطر از تیغ
آن قبه خشخاش که تریاک ندارد
44
در قلزم هستی نشود مخزن گوهر
هر کس دهن خود چو صدف پاک ندارد
55
از دل گره غم نگشاید می گلرنگ
از گریه گشایش گره تاک ندارد
66
دایم ز دل خویش بود رزق حریصان
قارون به کف از گنج به جز خاک ندارد
77
هم محمل لیلی نشود ناله زارش
هر کس چو جرس سینه صد چاک ندارد
88
در کام نهنگ ودهن شیر گریزد
صائب سر این مردم بیباک ندارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

