Toggle stanza 1
دل عاشق چه لذت از بهشت جاودان گیرد؟
1

دل عاشق چه لذت از بهشت جاودان گیرد؟

فروغ ماه می باید رگ خواب کتان گیرد

2

کدام آتش زبان کرد این دعا در حق من یارب

که دامن هر که را سوز،د مرا آتش به جان گیرد

3

ضعیفان خار و خاشا کند سیلاب حوادث را

که از شمع آتش اول در نهاد ریسمان گیرد

4

چه پروا دارد از برق اجل، کشت تهیدستان؟

چه دارد سرو در کف تاز دست او خزان گیرد؟

5

طلبکار ترا فردوس دامنگیر می گردد

اگر خار مغیلان دامن ریگ روان گیرد

6

کسی گل می تواند چید از افسانه بلبل

که حرز خامشی چون غنچه در زیر زبان گیرد

7

به یک پیمانه می، انداختی در آتش تهمت

عقیقی را که می بایست کوثر در دهان گیرد

8

مکش دست امید از دامن اشک پشیمانی

که یوسف می شود هر کس پی این کاروان گیرد

9

درین میدان کسی را می رسد لاف عنا نداری

که در وقت خرام او دل خود را عنان گیرد

10

به پیچ و تاب هر کس می تواند ساختن صائب

گهر را تنگ در آغوش خود چون ریسمان گیرد

Sources

Persian text source: Ganjoor