Toggle stanza 1
هم بلبل است خندان، هم باغبان شکفته است
1

هم بلبل است خندان، هم باغبان شکفته است

دیگر چه گل ندانم در گلستان شکفته است

2

یارب که می خرامد بیرون ز خانه کامروز

هر جا گل زمینی است تا آسمان شکفته است

3

جان می دهد به عاشق روی عرق فشانش

از آب خضر گویا این گلستان شکفته است

4

از تنگنای غم دل بیرون نیاید آسان

خون خورده غنچه عمری تا یک دهان شکفته است

5

خمیازه نشاط است روی گشاده گل

ورنه که از ته دل در این جهان شکفته است؟

6

از خنده برق را نیست مانع هجوم یاران

در عین گریه ما را دل همچنان شکفته است

7

از خصم خنده رویی برق جگر گدازست

ایمن مشو به رویت گر آسمان شکفته است

8

چون دل گرفته باشد ماتم سراست عالم

ورزان که دل شکفته است صائب جهان شکفته است

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 2229 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood