غزل شمارهٔ 4436
Toggle stanza 1خوب است که بی رنج طلب کام برآید
خوب است که بی رنج طلب کام برآید
آن کام چه ارزد که به ابرام برآید
آتش نفسان گوش به تعظیم بگیرند
هرجا که من سوخته را نام برآید
ریزند کواکب چو عرق از رخ گردون
آن روز که خورشید تو بر بام برآید
نقش قدمش شمع ره گرمروان است
از شوق تو آن کس که ز آرام برآید
در باده اگر سرمه نریزد ادب عشق
فریاد اناالحق ز لب جام برآید
شرمنده ام از عشق که با شغل دوعالم
نگذاشت کباب دل من خام برآید
از گردش چشم تو دل چرخ فروریخت
چون حوصله از عهده این جام برآید
صائب چو ز اندیشه روزی است مرا رزق
زینم چه که برگرد جهان نام برآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گر بار دگر ماه من از بام برآید
بس فتنه که از گردش ایام برآید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 506
آن دل که به هجر تو ز آرام برآید
زودش به مصیبت زدگی نام برآید
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 197
گر چشم تر از پوست چو بادام برآید
آسان ز وصال شکرش کام برآید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4435
حاشا که زعاشق سخن کام برآید
از سینه آتش نفس خام برآید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4437
Sources
Persian text source: Ganjoor

