Toggle stanza 1
به خرج رفت حیاتم ز هرزه‌کوشی‌ها
1
به خرج رفت حیاتم ز هرزه‌کوشی‌ها
به خاک ریخت شرابم ز خام‌جوشی‌ها
2
به سود داشتم امیدها درین بازار
نماند مایه به دستم ز خودفروشی‌ها
3
نفس به باد فنا مشت خاک من می‌داد
نمی‌رسید به فریاد اگر خموشی‌ها
4
بدوز دیده باریک‌بین ز عیب، که نیست
لباس عافیتی به ز عیب‌پوشی‌ها
5
رسید نوبت پیری و خون دل خوردن
گذشت فصل جوانی و باده‌نوشی‌ها
6
چنان که بال و پر شعله می‌شود خس و خار
غرور نفس فزود از پلاس‌پوشی‌ها
7
متاع یوسفی خود به سیم قلب دهم
گران نیم به عزیزان ز خودفروشی‌ها
8
به حرف وصوت گشایم چرا دهن صائب؟
مرا که جنت دربسته شد خموشی‌ها

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor