Toggle stanza 1
که گمان داشت ز خط حسن تو زایل گردد؟
1

که گمان داشت ز خط حسن تو زایل گردد؟

فرد خورشید که می گفت که باطل گردد؟

2

می تواند ز رخ شمع کسی گل چیدن

که چو پروانه به گرد سر محفل گردد

3

ناف دریاست چو گرداب مرا لنگرگاه

نیستم موج که سعیم پی ساحل گردد

4

مرغ روح شهدا پر به پر هم بسته است

زهره کیست که گرد سر قاتل گردد؟

5

سخن تلخ فرو برده و قهقه زده ام

کام من تلخ کی از زهر هلاهل گردد؟

6

سر مژگان سبکرو به سلامت باشد!

پا اگر آبله از دوری منزل گردد

7

شبنم آینه کس چهره خورشید نکر

به چه رو با رخش آیینه مقابل گردد؟

Sources

Persian text source: Ganjoor