غزل شمارهٔ 3353
Poet: Saib
Toggle stanza 1رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد
11
رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد
زرهی نیست که بتوان به قبا پنهان کرد
22
این طراوت که گل روی ترا داده خدا
می تواند نفس سوخته را ریحان کرد
33
گوی خورشید به خون دست ز آسایش شست
حسن روزی که سر زلف ترا چوگان کرد
44
سرمه خامشی طوطی گویا گردید
بس که نظاره او آینه را حیران کرد
55
تخم امید من از سعی فلک سبز نشد
دانه سوخته خون در جگر دهقان کرد
66
هیچ جا زیر فلک قابل آرام نبود
این صدف گوهر محبوس مرا غلطان کرد
77
غوطه در خون شفق زد ز ندامت صائب
هر که چون صبح لبی زیر فلک خندان کرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

