Toggle stanza 1
هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است
1

هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است

هر شاخ نرگسی نظر بازمانده ای است

2

هر شاخ گل که فصل خزان جلوه می کند

از رنگ و بوی عاریه، دست فشانده ای است

3

از عقل درگذر، که چراغی است بی فروغ

دست از جنون بدار، که نخل فشانده ای است

4

در دور تیغ غمزه او نقطه زمین

چون داغ لاله، دیده در خون نشانده ای است

5

مجنون که بود قافله سالار وحشیان

در عهد ما پیاده دنبال مانده ای است

6

صائب به دور عارض عالم فروز او

از لاله دم مزن، که چراغ نشانده ای است

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…