غزل شمارهٔ 2000
Toggle stanza 1هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است
11
هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است
هر شاخ نرگسی نظر بازمانده ای است
22
هر شاخ گل که فصل خزان جلوه می کند
از رنگ و بوی عاریه، دست فشانده ای است
33
از عقل درگذر، که چراغی است بی فروغ
دست از جنون بدار، که نخل فشانده ای است
44
در دور تیغ غمزه او نقطه زمین
چون داغ لاله، دیده در خون نشانده ای است
55
مجنون که بود قافله سالار وحشیان
در عهد ما پیاده دنبال مانده ای است
66
صائب به دور عارض عالم فروز او
از لاله دم مزن، که چراغ نشانده ای است
Sources
Persian text source: Ganjoor

