غزل شمارهٔ 2505
Toggle stanza 1با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند
11
با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند
بوسه چون ساغر بر آن لبهای میگون می زند
22
نیست لیلی را بغیر از پرده دل محملی
در بیابان قطره بیهوده مجنون می زند
33
گوشه گیری شهپر پرواز باشد فکر را
جوش صهبا در خم خالی فلاطون می زند
44
سرو را هر چند آورده است زیر بال و پر
همچنان قمری زکوکو نعل وارون می زند
55
مهر خاموشی مرا دلسرد از گفتار کرد
تب به یک تبخال از تن خیمه بیرون می زند
66
می کند بیدار صائب فتنه خوابیده را
کوته اندیشی که بر دشمن شبیخون می زند
Sources
Persian text source: Ganjoor

