Toggle stanza 1
با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند
1

با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند

بوسه چون ساغر بر آن لبهای میگون می زند

2

نیست لیلی را بغیر از پرده دل محملی

در بیابان قطره بیهوده مجنون می زند

3

گوشه گیری شهپر پرواز باشد فکر را

جوش صهبا در خم خالی فلاطون می زند

4

سرو را هر چند آورده است زیر بال و پر

همچنان قمری زکوکو نعل وارون می زند

5

مهر خاموشی مرا دلسرد از گفتار کرد

تب به یک تبخال از تن خیمه بیرون می زند

6

می کند بیدار صائب فتنه خوابیده را

کوته اندیشی که بر دشمن شبیخون می زند

Sources

Persian text source: Ganjoor