Toggle stanza 1
هر که چون زانوی خود آینه داری دارد
1

هر که چون زانوی خود آینه داری دارد

روز و شب پیش نظر باغ و بهاری دارد

2

می کند جام علاجش به پف کاسه گری

هر سری کز خرد خام غباری دارد

3

چه شتاب است که در دیده من دارد اشک

باز سیماب بر آیینه قراری دارد

4

به تهیدستی من کیست ز ثابت قدمان؟

سر دیوار به کف دامن خاری دارد

5

به سیه روزی من کیست درین سبز چمن؟

داغ در مد نظر لاله عذاری دارد

6

خضر اگر راه به سرچشمه حیوان برده است

مست هم در دل شب آب خماری دارد

7

چهره صائب اگر رنگ فشان شد چه غم است؟

شکر لله مژه لاله نگاری دارد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 3316 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood