غزل شمارهٔ 3316
Toggle stanza 1هر که چون زانوی خود آینه داری دارد
11
هر که چون زانوی خود آینه داری دارد
روز و شب پیش نظر باغ و بهاری دارد
22
می کند جام علاجش به پف کاسه گری
هر سری کز خرد خام غباری دارد
33
چه شتاب است که در دیده من دارد اشک
باز سیماب بر آیینه قراری دارد
44
به تهیدستی من کیست ز ثابت قدمان؟
سر دیوار به کف دامن خاری دارد
55
به سیه روزی من کیست درین سبز چمن؟
داغ در مد نظر لاله عذاری دارد
66
خضر اگر راه به سرچشمه حیوان برده است
مست هم در دل شب آب خماری دارد
77
چهره صائب اگر رنگ فشان شد چه غم است؟
شکر لله مژه لاله نگاری دارد
Sources
Persian text source: Ganjoor

