غزل شمارهٔ 4326
Toggle stanza 1تا کی درین جهان مکرر به سر کنید
11
تا کی درین جهان مکرر به سر کنید
خود را به یک پیاله جهان دگر کنید
22
چون تاک سر ز کوچه مستی برآورید
تا دست حلقه در کمر هر شجر کنید
33
هنگامه ای به خون دل آماده کرده ایم
معشوق بی تکلف ما را خبر کنید
44
نشنیده اید می شکند سنگ سنگ را
از سنگ بیشتر حذر از هم گهر کنید
55
خونریزتر ز تیغ بود نیش رگ شناس
از دوستان زیاده ز دشمن حذرکنید
66
دیدید پشت و روی ورقهای آسمان
یک بار هم در آینه دل نظر کنید
77
زان پیشتر که این قفس تنگ بشکند
اندیشه از شکستگی بال وپر کنید
88
راه نجات جز ره باریک شرع نیست
از ورطه صراط هم اینجا گذر کنید
99
تیز قضا ز جوشن تسلیم نگذرد
در زیر تیغ حادثه گردن سپر کنید
1010
در وقت خویش لب بگشایید چون صدف
ز احسان ابر دامن خود پر گهر کنید
1111
شب را تمام اگر نتوانید زنده داشت
چون غنچه روی دل به نسیم سحر کنید
1212
چون حسن یاد بی سروپایان خودکند
زنهار یاد صائب بی پا وسر کنید
Sources
Persian text source: Ganjoor

