غزل شمارهٔ 3587
Poet: Saib
Toggle stanza 1کی بود دل به سر کوی تو سیار شود؟
کی بود دل به سر کوی تو سیار شود؟
گل دستار من آن سایه دیوار شود
عجبی نیست که از طالع وارون اثرم
موج صیقل مدد سبزه زنگار شود
پای در دامن زنجیر جنون پیچیدیم
چه فتاده است کسی خونی صد خار شود؟
رو به زیر سر دیگر بنه این بالش نرم
تکیه گاه سر منصور سر دار شود
شبنمی رنگ ندارد ز گلستان خورشید
غیرت بلبل اگر ضامن گلزار شود
تا سری در قدم او نگذارم صائب
دلم از گریه محال است سبکبار شود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
طایری را که به دام تو گرفتار شود
دانه در حوصله اش گوهر شهوار شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3583
گل رخسار تو هرجا که نمودار شود
باغ بر شبنم گل بستر بیمار شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3584
کل به خون غوطه خورد جزو چو افگار شود
دایه پرهیز کند طفل چو بیمار شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3585
چه بهشتی است که دستم کمر یار شود
مغرب بوسه ام آن مشرق گفتار شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3586
Sources
Persian text source: Ganjoor

