Toggle stanza 1
ز بیغمی نه ز مطرب ترانه می طلبم
1

ز بیغمی نه ز مطرب ترانه می طلبم

برای گریه چو طفلان بهانه می طلبم

2

شده است سنگ نشان دل ز بی پر و بالی

ز آه سوختگان تازیانه می طلبم

3

سیاه کاسه فتاده است چشمه حیوان

ز عشق زندگی جاودانه می طلبم

4

نظر به عالم غیب است گوشه گیران را

ز خال کنج لب یار دانه می طلبم

5

ربوده است ز من شوق خاکبوس قرار

اگر چو موج ز دریا کرانه می طلبم

6

ز ریگ روغن بادام چشم می دارم

مروت از دل اهل زمانه می طلبم

7

دهان تیشه فرهاد شد به خون شیرین

هنوز مزد ازین کارخانه می طلبم

8

گهر به گرد یتیمی نمی رسد اینجا

من از محیط محبت کرانه می طلبم

9

کجاست پله آزادی و گرفتاری

حضور کنج قفس ز آشیانه می طلبم

10

نمی رسد به هدف تیر کج به هیچ نشان

همان ز ساده دلی من نشانه می طلبم

11

نصیب خانه خرابان نمی شود صائب

گشایشی که من از کنج خانه می طلبم

Sources

Persian text source: Ganjoor