غزل شمارهٔ 5126
Poet: Saib
Toggle stanza 1آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع
11
آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع
ابر آب روی مردان است گفتار طمع
22
خواری روی زمین خاری است از دیوار او
زرد رویی یک گل است از طرف دستار طمع
33
در زمینش گر گل بی خار کارد باغبان
خار دامنگیر می روید ز گلزار طمع
44
خستگان راهست پرهیزی به هر عنوان که هست
می کند پرهیز از پرهیز بیمار طمع
55
می توان جستن به مکرو حیله از قید فرنگ
نیست امید رهایی با گرفتارطمع
66
از بریدن و ز گسستن چون رگ سنگ ایمن است
حرص بندد برمیان هرکه زنار طمع
77
چون میان روز روشن خواهد از مردم چراغ؟
روز را گر شب نمی داند سیه کارطمع
88
حاصلش نبود بغیر از برگ سبز سایلان
در دل هرکس دواند ریشه زنگار طمع
99
صائب از بی آبرویان تا توانی دور باش
کز برص مسری تر افتاده است ادبار طمع
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

