Toggle stanza 1
فکر جانسوز مرا یک نقطه بی انداز نیست
1

فکر جانسوز مرا یک نقطه بی انداز نیست

یک سپند بزم من بی شعله آواز نیست

2

در سر کویی که من بر اطلس خون می تپم

خضر اگر آید، در فیض شهادت باز نیست

3

ذره و خورشید گلبانگ اناالحق می زنند

نغمه بیگانه ای در پرده این ساز نیست

4

من که نتوانم ز سستی بال خود را جمع کرد

ماه عید من به غیر از ناخن شهباز نیست

5

مال دنیا سیرچشمان را نگردد پای بند

شهد، زنبور عسل را مانع پرواز نیست

6

پرده داری می کند رنگ رخ معشوق را

چون شراب لعل، خون عاشقان غماز نیست

7

نیست صائب دلنشین خاطر مشکل پسند

مصرعی کان تیر روی ترکش اعجاز نیست

Sources

Persian text source: Ganjoor