غزل شمارهٔ 703
Toggle stanza 1در آتش است نعل، نسیم بهار را
11
در آتش است نعل، نسیم بهار را
رنگ ثبات نیست گل اعتبار را
22
از برق و باد نعل رحیلش در آتش است
منزل کجاست قافله نوبهار را؟
33
چون زندگی به کام بود مرگ مشکل است
پروای باد نیست چراغ مزار را
44
بی طاقتی است قسمت منعم ز جمع مال
از گنج پیچ و تاب بود رزق مار را
55
روشندلان همیشه به سختی بسر برند
در سنگ زندگی بسرآید شرار را
66
کم بخت را ز نعمت الوان نصیب نیست
مژگان به خون گل نشود سرخ خار را
77
چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟
کوته کن این بهانه دنباله دار را!
88
صائب کنون که دور به کام تو می رود
بشکن به ساغری سر و دست خمار را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
روی تو سوخته است دل لاله زار را
در غنچه کرده است حصاری بهار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 700
دیوانه کرد سبزه خطت بهار را
در خاک و خون کشید رخت لاله زار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 701
دریاب صبح فیض نسیم بهار را
در دیده جا ده این نفس بی غبار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 702

