غزل شمارهٔ 4218
Toggle stanza 1حاشا که خلق کار برای خدا کنند
11
حاشا که خلق کار برای خدا کنند
تعظیم مصحف از پی مهر طلا کنند
22
این جامه حریر که مخصوص کعبه است
پوشند اگر به دیر به او اقتدا کنند
33
شکر به کام زاغ فشانند بی دریغ
در استخوان مضایقه هابا هما کنند
44
چون اژدها کلید در گنج گوهرند
وز بهر نیم حبه جدل با گدا کنند
55
گردند گرد دفتر اعمال خویشتن
هر طاعتی که نیست ریایی قضاکنند
66
هر جا که بگذرد سخن از سوزن مسیح
خود را به زور جاذبه آهن ربا کنند
77
مصحف به زیر پای گذارند از غرور
دستار عقل از سر جبریل وا کنند
88
دنبال زردرویی حرص اوفتاده اند
چون برگ کاه پیروی کهربا کنند
99
بر هر طرف که روی نهند این سیه دلان
در آبروی ریخته خود شنا کنند
1010
شرم وحیا چو لازمه چشم روشن است
این کورباطنان ز چه شرم وحیا کنند
1111
صائب بگیر گوشه عزلت که اهل دل
این درد را به گوشه نشینی دوا کنند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

