Toggle stanza 1
درد را سوختگان تو به درمان ندهند
1

درد را سوختگان تو به درمان ندهند

جگر تشنه به سرچشمه حیوان ندهند

2

بیقراران تو چون دامن صحرا گیرند

خار را فرصت گیرایی دامان ندهند

3

علم رسمی ورق سینه سیه ساختن است

عارفان کودک خود را به دبستان ندهند

4

روزگاری است که بی پای ملخ، نزدیکان

مور را راه سخن پیش سلیمان ندهند

5

تا درین باغ چو شبنم نشود آب دلت

ره به سرچشمه خورشید درخشان ندهند

6

این چه رسمی است که ارباب سخاوت صائب

به کسی تا دل خود را نخورد نان ندهند

Sources

Persian text source: Ganjoor