غزل شمارهٔ 2998
Poet: Saib
Toggle stanza 1شکوه عقل را بسیاری گفتار کم سازد
11
شکوه عقل را بسیاری گفتار کم سازد
دو لب را در نظرها خامشی تیغ دودم سازد
22
شود آگاه از اسرار سر پوشیده عالم
زمهر خامشی هر کس مهیا جام جم سازد
33
چو شاهین سر مپیچ از راستی تا محترم گردی
که میزان را سبک در چشم مردم سنگ کم سازد
44
از ان شد از دم شمشیر راه عشق نازکتر
که هر کس پا برون از راه بگذارد قلم سازد
55
من این مژگان خونریزی کزان خوش چشم می بینم
علم را چرب از خون غزالان حرم سازد
66
زنقص عشق زاهد سر به دنبال خرد دارد
وگرنه خضر هیهات است با نقش قدم سازد
77
نفس چون گردباد آن روز سازد راست صاحبدل
که مشت خاک خود را گرد صحرای عدم سازد
88
چنین گر فکر دنیا خلق را خواهد فرو بردن
به اندک روزی از قارون زمین را محتشم سازد
99
زچشم شور، صائب دوربینی می جهد سالم
که در دارالقمار زندگی با نقش کم سازد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

