غزل شمارهٔ 2907

Toggle stanza 1
مجو آسایش از دل تا مرادی در نظر دارد
1

مجو آسایش از دل تا مرادی در نظر دارد

که نخل ایمن نباشد از تزلزل تا ثمر دارد

2

ز ابراهیم ادهم پرس قدر ملک درویشی

که طوفان دیده از آسایش ساحل خبر دارد

3

نگردد سد راه عاشقان دنیا و اسبابش

که پیش صف رساند خویش را هر کس جگر دارد

4

ندارد دیده کوتاه بینان ناخن کاوش

وگرنه در گره هر قطره دریای گهر دارد

5

مهیای فنا را از علایق نیست پروایی

نیندیشد زخار آن کس که دامن بر کمر دارد

6

ندیدم روز خوش تا رفت دامان دل از دستم

که در غربت بود هر کس عزیزی در سفر دارد

7

نگیرد هشت جنت جای جانان را، که خون گرید

اگر یعقوب غیر از ماه کنعان ده پسر دارد

8

زفکر عاقبت یک دم دلش فارغ نمی گردد

کجا در خاطر صائب غم دنیا گذر دارد؟

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد

ز اوراق ‌کتاب رنگ گل جزوی به سر دارد

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 979

بت هندی‌ کی از دردسر ترکان خبر دارد

در این کشور میان‌کو تا دماغ بهله بردارد

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 980

بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو بردارد

که این شمع خموش امشب نگاهی در سفر دارد

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 982

در این وادی‌ کف یایی ز آسایش خبر دارد

که بالینهای نرم آبله در زیر سر دارد

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 983

ازان با کوه غم فرهاد دست اندر کمر دارد

که پرویز از لب شیرین دهانی پر شکر دارد

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 182

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 563

یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر دارد

نمی‌خواهم هنرمندی که دیده در هنر دارد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 584

مسلمانان سرای عمر، در گیتی دو در دارد

که خاص و عام و نیک و بد بدین هر دو گذر دارد

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 34 - در دل نبستن به مهر دنیا

فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد

ولی هر قطره‌ای از وی به صد دریا اثر دارد

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 183

اگرچه نطق در هر نکته صد تنگ شکر دارد

ولی شهد خموشی در نظر شان دگر دارد

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2909

Sources

Persian text source: Ganjoor