Toggle stanza 1
بهار زندگانی با خزان همدوش می باشد
1

بهار زندگانی با خزان همدوش می باشد

گل این بوستان خمیازه آغوش می باشد

2

دوامی نیست حسن نازپروردان بستان را

که خون لاله و گل هفته ای در جوش می باشد

3

به تلخی تا نکرد از خواب شیرین پشه بیدارم

ندانستم که نیشی لازم هر نوش می باشد

4

مکن ای خرمن گل سرکشی با ما تهیدستان

که این اوراق را شیرازه از آغوش می باشد

5

نباشد دیده های شرمگین را بهره از روزی

تهی چشمی زنعمت قسمت سرپوش می باشد

6

مرا از خانه زنبور شهد این نکته روشن شد

که چون افتاد منزل مختصر، پرنوش می باشد

7

زجوش باده تا شد خشت خم سیراب، دانستم

که رزق خاکساران باده سرجوش می باشد

8

سراپا چشم شو تا دامن مطلب به دست آری

که زر چون حلقه گردد جای او در گوش می باشد

9

ببند از گفتگو لب تا دلت روشن شود صائب

که این آیینه را صیقل لب خاموش می باشد

Sources

Persian text source: Ganjoor