غزل شمارهٔ 3815
Poet: Saib
Toggle stanza 1بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد
11
بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد
که دیده است ز آتش غبار برخیزد؟
22
چنین که من شده ام پا شکسته، هیهات است
که گرد من ز ره انتظار برخیزد
33
اگر به سبزه خوابیده بگذری چون آب
به پیش پای تو بی اختیار برخیزد
44
فتد ز سیلی باد خزان به خاک چو برگ
ز خاک هرچه به فصل بهار برخیزد
55
چنین که گرد حوادث ز هم نمی گسلد
چسان ز آینه دل غبار برخیزد؟
66
مرا ز خواب گران قد خم برانگیزد
ز زیر تیغ اگر کوهسار برخیزد
77
مدار دست ز دامان بیخودی صائب
که هرکه مست فتد هوشیار برخیزد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

