غزل شمارهٔ 4755
Toggle stanza 1از سنگلاخ دنیا ای شیشه بار بگذر
11
از سنگلاخ دنیا ای شیشه بار بگذر
چون سیل نوبهاران زین کوهسار بگذر
22
هنگام باز گشت است نه وقت سیرو گشت است
با چهره خزانی از نوبهار بگذر
33
برگ نشاط عالم خاکی به خون سرشته است
چون باد بی تأمل زین لاله زار بگذر
44
آبی که ماند در جو آخر غبار گردد
گر تشنه محیطی از جویبار بگذر
55
یک میوه رسیده بر نخل آرزو نیست
زین میوه های نارس ای خامکار بگذر
66
یکروی و یک جهت شو چشم از دویی بپوشان
بگذار پنج و شش را از هفت و چار بگذر
77
خواب گران غفلت دارد ترا زمین گیر
چون آه راست کن قد زین نه حصار بگذر
88
عریان به چشم رهزن تیغ برهنه باشد
تاب خزان نداری از برگ و بار بگذر
99
بر سیر روزگاران تا چند تن توان داد؟
یک ره تو هم به مردی زین روزگار بگذر
1010
صائب جمال باقی جویای لوح ساده است
زین نقشهای فانی آیینه وار بگذر
Sources
Persian text source: Ganjoor

