Toggle stanza 1
چشم و گوش و لب ببند، از شور و شر آسوده باش
1

چشم و گوش و لب ببند، از شور و شر آسوده باش

خویش را گردآوری کن از سپر آسوده باش

2

ازکمان توست هر تیری که در دل می خلد

راست شو، از تیر طعن کج نظر آسوده باش

3

هر چه صورت می پذیرد سایه کردار توست

لب بگز از حرف تلخ،از نیشتر آسوده باش

4

تا ثمر دارد رگ خامی، ز دار آویخته است

پخته شو، ازدار و گیر این شجر آسوده باش

5

از جهانگردی غبار خاطر افزون می شود

ازتو بیرون نیست منزل، از سفر آسوده باش

6

پرتو خورشید هیهات است ماند برزمین

از شبیخون فنا ای بیجگر آسوده باش

7

خلوت آیینه روشن از فروغ حیرت است

ز اختیار خوب و زشت و خیر و شر آسوده باش

8

شد زمین از بردباری مظهر حسن بهار

گرچه خاک ره کنندت پی سپر آسوده باش

9

چون صدف صائب ز دریا گوشه ای کن اختیار

ز انقلاب موج آب چون گهر آسوده باش

Sources

Persian text source: Ganjoor