غزل شمارهٔ 6304

Toggle stanza 1
به شکر این که نه ای، ای صراحی از دوران
1

به شکر این که نه ای، ای صراحی از دوران

به پای خم برسان سجده ای ز مخموران

2

ز لاف دیده وری بی بصر به چاه افتد

فزاید از ره نارفته کوری کوران

3

ز مال، تلخی حسرت بود نصیب حریص

ز نوش خویش بود نیش رزق زنبوران

4

همین بس آفت نخوت که در زمان حیات

ز سرکشی علف دوزخند مغروران

5

به روزگار خط امیدهاست عاشق را

که وقت شام بود صبح عید مزدوران

6

خط تو در دل من حشر آرزوها کرد

که در بهار برآیند از زمین موران

7

حجاب نیست ز ارباب عقل مجنون را

نمی کشند خجالت ز بی بصر عوران

8

دلم ز ناخن دخل حسود می لرزد

چنان که از نگه خیره روی مستوران

9

ز قرب مردم دنیا کناره کن صائب

که دل سیاه کند صحبت خدادوران

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor