غزل شمارهٔ 5626
Poet: Saib
Toggle stanza 1قطره بی سرو پایم دل دریا دارم
قطره بی سرو پایم دل دریا دارم
ذره خاکم و پیشانی صحرا دارم
نیست از سیل گرانسنگ حوادث خطرم
خانه در کوچه گمنامی عنقا دارم
همچو شبنم چه به مجموعه گل دل بندم؟
من که در دیده خورشید فلک جا دارم
جگر سنگ به نومیدی من می سوزد
شیشه آبله ام، راه به خارا دارم
من تنک حوصله و دختر رزشیشه دل است
چه عجب گر هوس توبه ز صهبا دارم؟
به یک آغوش چه گل چینم از آن نخل امید؟
همچو گل یک بغل آغوش تمنا دارم
موم از چرب زبانی نکند صید مرا
شعله ام شعله، سرعالم بالا دارم
گریه تاب نشست از رخ من گرد خمار
چشم بر خوشه انگور ثریا دارم
نقش امید محال است که صورت بندد
چند آیینه بر صورت عنقا دارم؟
روزگاری است ز چشم گهرافشان صائب
همچو گرداب وطن در دل دریا دارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دیده پر نم ز غم زمزم و بطحا دارم
دیدن کعبه بدین دیده تمنا دارم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 229
منم این بیتو که پروای تماشا دارم
کافرم گر دلِ باغ و سرِ صحرا دارم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 388
طمع بوسه از آن لعل شکر خا دارم
خیر از خانه در بسته تمنا دارم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5625
Sources
Persian text source: Ganjoor

