غزل شمارهٔ 6375
Toggle stanza 1چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
راهی که مشکل است ز همت سمند کن
این راه دور بیش ز یک نعره وار نیست
ای کمتر از سپند، صدایی بلند کن
خون می خورد ز شوق لقای تو جوی شیر
از تنگنای نی سفری همچو قند کن
این کارخانه ای است که خون شیر می شود
هر چیز ناپسند تو باشد پسند کن
این ناخنی که بر جگر ما فشرده ای
از بهر امتحان به دل سنگ بندکن
ای آن که سنگ را به نظر لعل می کنی
بخت مرا به نیم نظر ارجمند کن
از دست خود مده طرف احتیاط را
از گرگ بیشتر، حذر از گوسفند کن
نقد دو کون در گره آستین توست
بخت بلند خواهی، دستی بلند کن
هر کس به قدر همت خود کرد ریزشی
صائب تو نیز دانه دل را سپند کن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن
چشم طمع ز خوان خسان بی گزند کن
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1583
جانا بیار باده و بختم بلند کن
زان حلقههای زلف دلم را کمند کن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2044
درمان ضعف دل به لب نوشخند کن
حرفی بگوی و مشک و گلابی به قند کن
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 467
Sources
Persian text source: Ganjoor

