غزل شمارهٔ 956
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: تمجنونماست
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1در پریشان خاطری جمعیت مجنون ماست
11
در پریشان خاطری جمعیت مجنون ماست
موجه کثرت کمند وحدت مجنون ماست
22
نقش پای ناقه لیلی درین دامان دشت
برگ عیش دیده پر حسرت مجنون ماست
33
دامن صحرای محشر گرچه دارد وسعتی
کوچه راهی پیش پای وحشت مجنون ماست
44
خرقه گردون که عالم در ته دامان اوست
جامه تنگی به قد شوکت مجنون ماست
55
گر به خاک ما چراغی کس نیارد گو میار
دیده شیران چراغ تربت مجنون ماست
66
نقش پای دشت پیمایان صحرای جنون
ساغر سرشاری از کیفیت مجنون ماست
77
هر کجا وحشت فزون، آرام ما افزون تر است
گوشه چشم غزالان خلوت مجنون ماست
88
گرچه در هر کوچهای خورشید جولان کرده است
از زمین گیران، نظر با شهرت مجنون ماست
99
دست و رو شستن اگر باشد وضوی عاقلان
از دو عالم دست شستن طاعت مجنون ماست
1010
نیست پروا کوه را از خنده های کبک مست
شوخی لیلی خجل از طاقت مجنون ماست
1111
سایه ما نیست بر خاک از سبکروحی گران
کوه و صحرا زیر بار منت مجنون ماست
1212
با کمند جذبه ما برنیاید سرکشی
دامن لیلی به دست رغبت مجنون ماست
1313
تا ز بار عشق قد ما چو خاتم خم شده است
چون سلیمان دام و دد در خدمت مجنون ماست
1414
وقت عاقل را اگر غوغا پریشان می کند
شور طفلان باعث جمعیت مجنون ماست
1515
این که از حی محمل لیلی نمی آید به دشت
سنگ راهش دور باش غیرت مجنون ماست
1616
عاقلان صائب اگر پهلو ز ما خالی کنند
نیست از بی اعتباری، عزت مجنون ماست

