غزل شمارهٔ 3123

Toggle stanza 1
دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشد
1

دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشد

که گوش امن در دریای بی لنگر نمی باشد

2

تو از کوتاه بینی ها اجل را دور می دانی

وگرنه غایبی از مرگ حاضرتر نمی باشد

3

ندارد شکوه ای از تیره بختیها دل روشن

که اخگر را لباسی به زخاکستر نمی باشد

4

زعرض حال خاموشم که زخم اهل غیرت را

بغیر از لب گزیدن بخیه دیگر نمی باشد

5

دل آزاده زود از قید هستی می جهد بیرون

سپند شوخ یک دم بیش در مجمر نمی باشد

6

ز اشک و آه مگسل گر دل خود جمع می خواهی

که این اوراق را شیرازه دیگر نمی باشد

7

زوصل نوخطان بردار صائب کام دل اینجا

که در فردوس این ریحان جان پرور نمی باشد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor